تاثیر هوش تجاری بر موفقیت برند و عملکرد مالی

  • توسط محمد رضا دفتری
  • دی ۳, ۱۳۹۷
  • ۰

برند یکی از مهم ترین عناصر در بازاریابی و موفقیت یک شرکت محسوب میشود. برند تصویری در ذهن طرفداران ایجاد می کند که باعث ارتباط عمیق آنها با شرکت می شود.موفقیت یک برند در دو مرحله قابل اندازه گیری است یکی مرحله ی پیدایش محصول و دیگری در مرحله تداوم چرخه ی حیات محصول ، موفقیت یک برند رابطه ی نزدیکی با کیفیت ارائه پشتیبانی محصولات و خدمات مربوطه دارد. در این مورد تحقیقات زیادی انجام شده است .

در دهۀ گذشته رویکرد شرکت ها در چگونگی برخورد با تحولات در حال رشد دنیای کسب وکار تغییراتی اساسی یافته است

با وجود تغييرات سريع و موانع محيطي در محيط تجاري، داده هاي خام تبديل شده به اطلاعات وجزيه وتحليل داده ها، آنها را به راهبردي مهم براي هر سازمان تبديل كرده است كه مزيت رقابتی سازمان ها را افزایش می دهد.

برندها می توانند منجر به خلق ایده های جدید در مورد محصولات و خدمات شرکت شوند. برخورداری از برند قدرتمند در موفقیت فعالیت های تحقیق و توسعه ، راه گشا است و تصورات سازمان از آینده فعالیت ها بر خلاقیت ها را در جهت ارزش آفرینی کسب و کار هدایت میکند.برندهای برتر قادرند هیجانات و عواطف مصرف کنندگا ن خود را برانگیزند. مصرف کنندگان این نوع برند ها به آنها اعتماد داشته و برای محصولات جدیدشان هم ارزش قایل اند و بیشتر از سایر برندها از آن ها توقع نو آوری و خلق ایده دارند.

نوآوری میتواند برای سازمان ها فریبنده و گمراه کننده باشد ، اما برای ایده های نوآورانه با موفقیت به مرحله ی ظهور برسند باید با مدیریت برند به شیوه ی مقتدرانه و اثر بخش همراه باشد.

سرمایه گذاران و به ویژه سهامداران نیازمند معیارهایی هستند که بتوانند از طریق آنها عملکرد مدیریت شرکت را به درستی, ارزیابی کنند .قدیمی ترین و مهم ترین رویکردهای ارزیابی عملکرد شرکت ها ارزیابی مالی آنها است که غالبا مبتنی بر صورت های مالی می باشد تحلیل های مالی اطلاعات گرانبهایی را مورد روند ها ،همبستگی ها ، کیفیت سود و درامد هر سهم و در نهایت ، نقاط قوت و ضعف شرکت ها و چگونگی وضعیت مالی آنها ارائه میکند.عملکرد مالی به عنوان یکی از مهم ترین معیارهای سنجش اثربخشی سازمانی ، دغدغه ی بسیاری از پژوهشگران و مجریان برنامه های توسعه ی سازمانی می باشد. از سوی دیگر ، یکی از مهم ترین اهرم های نوسعه در دهه های اخیر ، برنامه های توسعه هوش تجاری است برای موفیت یک برند باید به نکات خاصی توجه کرد معمولا طراحی برندها برای ایجاد یک محصول از یک کارخانه از قبل تاسیس شده، انجام می شود. در این نوع انتخاب برند ، پذیرش محصول و برند توسط مشتریان تحت تایر شناختی که از شرکت دارند ، قرار می گیرند. در صورتی که اگر هم محصول و هم شرکت تازه تاسیس باشند ، ایجاد اعتماد و پذیرش برند برای مشتریان مشگل تر است .

و همچنین جهت موفقیت در سرمایه گذاری مالی شرکت ها می بایست مشتریان سودآور را شناسایی و حمایت نموده و در بهبود وضعیت عملیات در سطح کاربران بکوشند و با نظارت بر هوش کسب و کار عمل گرا ، به درک و بهبود  عملکرد نمونه ی کارها با ابزارهای هوش تجاری بپردازند.

هوش تجاری شامل ویژگی هایی مانند قابلیت جمع آوری، پردازش و انباشتن اطلاعات است ؛ به نحوی که تمامی سطوح سازمان بتواند با توجه به نیاز خود به آن ها دسترسی داشته باشد و در شکل گیری آینده به آن ها کمک رسانده و از آن ها در برابر رفتارهای رقابتی حفاظت نماید.

در حال حاظر که بازارها به شدت رقابتی بوده و به طور فزاینده ای نامطمن هستند، کیفیت و به هنگام بودن هوش تجاری سازمان می تواند نه تنها به معنای تفاوت بین سود و زیان باشد، بلکه حتی تفاوت میان بقا و ورشکستگی را توضیح دهد در حقیقت هوش تجاری فرایند افزایش سوددهی سازمان در بازار رقابتی با استفاده ی هوشمندانه از داده ها موجود در فرایند تصمیم گیری در سازمان است که در آن ، اطلاعات دریافت شده و به گونه ای استفاده می شود که ما را به هدف مطاوب در کسب و کار برساند.

 

قابليت هاي هوش تجاري و مزيت هاي آن

 

هدف هوش تجاري، حمايت از فرايند تصميم گيري است. از مزيت هاي اساسي هوش تجاري پالايش داده، برنامه هاي رشد يافته، تصميم هاي تاكتيكي بهبود يافته ، صرفه جويي در هزينه و فرايندهاي كار است. آنچه هوش تجاري بر آن تأكيد دارد، تنها همكاري محدود شده در واحدها و بخش هانيست؛ بلكه دانش يكپارچه شده از مشتريان، شركاي تجاري، وضعيت بازار، فروشندگان،

محصولات و كاركنان در تمام سطوح است. بنابراين، آنچه نويسندگان بر آن تمركز داشته اند تأكيد بر پرورش فرهنگ مشترك سازماني است ، به گونه اي كه افراد و ابزار تكنولوژيكي دراستاي ديدگاهي استراتژيك يكسان هدايت شوند

اين مزيت ها به وضوح از قابليت هاي يكپارچگي و تحويل و تجزيه وتحليل هوش تجاري به دست مي آيد.

 

هوش تجاري در شركتهاي كوچك و متوسط

 

تعاريف گوناگوني از شركت هاي كوچك و متوسط  وجود دارد که اين تعاريف با توجه به ساختار سنتي، جمعيتي، فرهنگي و درجة توسعه يافتگي متفاوت اند. بيشتر اين تعاريف بر اساس معيارهاي كمي مانند تعداد كاركنان و ميزان گردش مالي، نسبت فروش به سرمايه در گردش، گردش پول و ارزش دارايي و ميزان فروش، هستند در ايران، شركت هاي صنعتي با در نظرگرفتن معيارهايي چون كيفيت محصول، ميزان فروش، ارزش دارايي ها، برند برتر، ميزان صادرات و رضايت مشتري ، به ارزيابي شركت هاي كوچك و متوسط پرداخته است و بر اين اساس چندین شركت را به عنوان شركت برتر و موفق درحوزه هاي مختلف عملياتي و صنعتي، معرفي كرده است .

ویژگی های برند

برند نشانه ای است، مشخص کننده که می تواند روی محصول قرار گیرد یا همراه با ارائه خدمات یا بازاریابی محصول مطرح شود؛کاربرد آن آگاه سازی مردم در رابطه با مبدا صنعتی یا تجاری کالا یا خدمات است.اسم نشانه،مدل بسته بندی، طراحی نام تجاری و همه عواملی که باعث معرفی محصول و نشان دادن وجه تمایز محصول می شود عناصر یا مولفه های آن برند هستند هر فردی با مشاهده برند، ممکن است در ذهن خود تصویری خوب یا ناخوشایند از محصول را نصور کند.مجموعه ی ارزشیابی های ذهنی افراد از برند قضاوت آن ها نسبت به برند را ایجاد میکند.

خصوصیات برند

هر برند باید تازگی داشته و برای کالا یا خدماتی که از آن ها استفاده می شود جدید باشد.

ابتکاری بوده وجه تمایز نسبت به سایر برندها داشته باشد، نباید از اسامی عام باشد و گمراه کننده نباشد

برای نمونه نمی توان کلمه ی “عسل” را به عنوان علامت تجاری یا صنعتی عسل تولید شده در یک کارخانه به کاربرد.

طراحی برند درسه گام اصلی

معماری برند

توسعه برند

نام گذاری برند

 

معماری برند در بخش معماری برند باید به ساختار برندها در درون نهاد سازمان توجه شود. به عبارتی باید درخت محصول و مشتقات محصول در یک سازمان مشخص باشد و بر مبنای آن درخت اصلی برند ریشه ایی را به خود اختصاص دهد و شاخه های منشعب شده از آن مفاهیمی متناسب با کیفیت و کارایی ارئه شده ولی در ارتباط با زیر شاخه ی محصول اصلی از خود نشان دهند.

نام گذاری محصول روشی است که در آن سازمان در خصوص انتخاب نام محصولات خود اندیشده و براساس دستاوردهای تحقیقات بازار بهترین و مناسب ترین نام را باهدف تاثیر گذاری برمشتریان هدف خود انتخاب میکندو مفهوم نام گذاری محصول بسیار شبیه فرایند تصمیم گیری برای نام شرکت و سازمان است نام گذاری بخش حیاتی فرایند مدیریت برند است و دربرگیرنده ی کلیه ی فعالیت های بازاریابی است که تصویر برند از جمله جایگاه سازی ، طرح و نشان، بسته بندی و سایر ویژگی های محصول را تحت تاثیر قرار میدهد.فرایند نام گذاری محصول ممکن است زمان زیادی را به خود اختصاص دهد

روش های ایجاد قدرت در برند

پخش لوح فشرده از طریق مجلات کثیرالانتشار

راه اندازی سایت

اطلاع رسانی به بخش های دولتی

تاکید بر زبان و فرهنگ بومی و زبان های زنده دنیا

 

نتیجه گیری

انتخاب برند یکی از گام های اصلی است که بر آینده توسعه محصول تاثیرگذار است در صورتی که برندی نزد مشتریان از محبوبیت برخوردار باشد، امکان ادامه حیات آن برند و سایر محصولاتی که با آن برند تولید خواهند شد  و به راحتی میسر شده و ورود آن در بازار به آسانی انجام می شود. این امر در حوزه ی آن برای نرم افزا های سیستم عامل متن باز به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردار است .

 

منابع:

 

[۸]Red Hat. [Online] 2012. http://www.redhat.com/.

 

[۱۷] Xue, F. (2008), the moderating effects of product involvement on situational brand

 

choice, Journal of Consumer Marketing, Vol. 25 No. 2, pp. 85‐۹۴

 

استاد راهنما :جناب آقای دکتر صهبا

 

دانشگاه غیاث الدین جمشید کاشانی

 

نویسنده :فاطمه اوجانی و نیلوفر شفیعی

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin
  • linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *